X
تبلیغات
رایتل

صدوسی و هشت

دوشنبه 1 آذر 1395 ساعت 07:44

من همونما،بعد میان میگن وای چه لاغر شدی:| منم بی جنبه یهو دیدی قده یه گاو خوردم-_-نکنید با من این کار رو اگه چاق شم مسئولیتش پای شماست:دی

آخرین ماه از پاییز هم اومد:)

صدوسی و هفت

پنج‌شنبه 27 آبان 1395 ساعت 11:51

ماریا فهمید که واقعا بعضی چیزها برای همیشه از دست می روند

#یازده دقیقه،پائولو کوئلیو

صدوسی و شش

چهارشنبه 26 آبان 1395 ساعت 17:09

گوشیم رو دسته صندلی بود کلاس هم تموم شده بود...بعد یکی از بچه ها سره شوخی برش داشت رفتم که بگیرمش نداد بهم ،بعد استاد با یه عصبانیت خاص و جدیت دور از انتظاره من بهش گفت گوشیش رو بده بهش بببنم،بقیه هم تعجب حالا-.-

خیلی کارشو دوست داشتم:)ببخشید که تا الان دوست نداشتم و ازت خوشم نمی یومد استاد جان^______^

صدوسی و پنج

سه‌شنبه 25 آبان 1395 ساعت 23:36

و من دلم ضعف میره برای یک زندگی سنتی طور...

جایی تو ارتفاع زندگی کنی و دورت پر باشه از درخت و کلی زیبایی و سرسبزی توی مه.. که تو خونت یه عالمه مهربونی و دوست داشتن باشه...

خب تو روستاهای شمال همچین چیزی میشه.. ولی همه ی اینا تو کره جنوبی یه چیز دیگست..آه

خواستنم با یه عالمه بی تابی همراهه معمولی طور نیست دلم داره کنده میشه.. :دی


میگفتن دیشب ماه از همیشه بهمون نزدیک تر بوده...

من یواشکی های زیادی تو شبا زیر این آسمون سیاه با ماه و ستاره هاش دارم...

صدوسی و چهار

جمعه 21 آبان 1395 ساعت 06:43

هوا که سرده خب...

اونوقت دیروز صبح قبل از کلااسم دوش گرفتم،چون امروز کلااسم صبح زود بود بجاش دیشبم دوباره دوش گرفتم...

نمی دونم به در کدوم امام زاده ای برای شفای خودم دخیل ببندم-.-

صدوسی وسه

چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت 21:58

با ذوق و شوق بدون نفس گیری دارم خریدامو برای مامانم شرح میدم در حین حرف زدن خیلی یهویی یه پشه میره تو دهنم:| خوبه فهمیدمو زود تِخش کردم:))قشنگ معلوم بود پشه چش دیدن ذوق کودکانهء منو نداره کصصصافط :دی

صدوسی و دو

پنج‌شنبه 6 آبان 1395 ساعت 22:41
از آبان ماه عزیز تقاضا دارم دیگه سرد تر نکنه چون بابای من معتقده آبان وقتِ روشن کردن بخاری نیست حتی اگه قندیل ببندید :دی